ه‍.ش. ۱۳۹۰ آذر ۳, پنجشنبه

لیاقت

امروز واقعا فهمیدم که یکی از عوامل بدبختیمون کجاست
ما ها همیشه خودمون رو روشنفکر ترین آدما می دونیم
ولی وقتی یه چیزی به نفعمون نباشه هزاران توجیه منطقی و غیر منطقی براش می بافیم
به هیچ وجه حاضر نیستیم برای یه لحظه هم خودمون رو جای دیگران بذاریم
به عمل کار برآید به سخندانی نیست  به خرد کار برآيد به پريشاني نيست
بالاخره همیشه یه سری مطلوب وجود داره و یه سری محدودیت منابع در اینجاست که باید اولویت بندی کرد
ولی همیشه اون مطلوب هایی که میفته ته صف یه سری خواهان داره که وقتی ببینن که مطلوبشون افتاده ته صف شروع می کنن به غر غر کردن و کار شکنی 
هزاران دلیل و برهان منطقی براشون وزوز بال مگسه
چه بد تر این که همین تعداد تامین کننده درصدی از منابع هم باشند
اینجاست که فکر می کنن خداوندگار باقی هستند
و تا مطلوب ایشان تامین نگردد دست به کارشکنی خواهند زد
جالب اینجاست که این چنین تفکری آنها و دیگران را در دور تسلسلی قرار خواهد داد که نه تنها خود در آتش آن خواهند سوخت بلکه دیگران را هم به آن دور باطل می کشاند
این انسان ها خود را مدافع حقوق خود می دانند 
و به حقوق هیچکس غیر از خود توجهی ندارند
این انسان ها خود را روشن فکر می نامند
و هیچ حرف منطقی و صحیحی را نمی پذیرند
واین چنین است که ما لیاقت هیچ خدمتی را نداریم
چون همیشه باید از هر خدمتی ما منتفع شویم وگرنه که حتما بی ارزش خواهد بود
مصداق دیگی که برای ما نجوشه می خوام کله سگ توش بجوشه
ملتی که همچین ایدئولوژی بی منطقی دارن لیاقت خدمت کردن ندارن.
والسلام



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر